تماس با ما کتابخانه سایت‌های حامی گالری کمپین در بند آرشیو English

پذيرش سايت > تریبون > مقالات > استراتژی های کمپین در گرگان/بررسی محدودیت ها و چالش های موجود

استراتژی های کمپین در گرگان/بررسی محدودیت ها و چالش های موجود

25 فروردین 1386 - ایمان مظفری - نسخه قابل چاپ

کمپین یک میلیون امضاء، هم اکنون به مرحله ای رسیده است که هر روز شهرهای بیشتری از کشور را با خود درگیر می کند.

هر چند روح حاکم بر کار در کمپین یک میلیون امضاء، از اشتراک های زیادی برای فعالان برخوردار است اما بررسی ها نشان می دهد که برخی از ویژگی های هر یک از شهرستان ها، در چگونگی پیشرفت این طرح موثر هستند.

به عنوان نمونه، نتایجی که هم اکنون از وضعیت کمپین در گرگان بر می آید، گویای آن است که توجه به برخی از «ملاحظات» و توجه به برخی از «استراتژی ها» می تواند در کیفیت موفق آمیز بودن کمپین در این شهر مثمر ثمر باشد.

هر چند در گرگان، کمپین با یک پتانسیل بالا، آغاز به کار کرد، اما در مراحل بعدی مشخص شده است که چنانچه این پتانسیل از دایره ی توجه نسبت به برخی مسایل خاص که در هر شهرستان موجود است، غافل بماند، می تواند بازتاب های آن را در کیفیت و کمیت کمپین ببیند.

یکی از ویژگی های خاص شهرستانی نظیر گرگان، جمعیت اندک فعالان اجتماعی در بخش زنان است. این موضوعی است که بخشی از آن به رکود فعالیت های سیاسی – اجتماعی و نحوه ی فعالیت نهادهای مدنی و حتی احزاب سیاسی در جامعه بر می گردد و بخشی از آن به فاصله گذاری در اهداف فعالان اجتماعی که در شرایط حاضر مشغول به فعالیت هستند.

با اینکه پیش بینی می شد، با معرفی طرح «یک میلیون امضاء» برخی از فاصله های موجود در میان فعالان زنان در گرگان برداشته شود، اما خروجی این طرح پس از گذشت تقریبا پنج ماه از فعالیت طرح، چندان رضایت بخش به نظر نمی رسد.

گرگان افت و خیزهای زیادی را در این رابطه به نظاره نشسته است. در ماه های اول و دوم آغاز به کار کمپین، گرگان از وضعیت خوبی برخوردار بود و در ادامه با رکود نسبی مواجه شد.

تعدادی از نیروها در عین حال که با انگیزه های بالا به گردونه ی کمپین پیوسته بودند اما هم اکنون فاصله ی زیادی با آن گرفته اند. برخی با ورود به جامعه و دیدن مشکلات پیش رو عقب نشسته و برخی دیگر نیز درگیر مسایل خاص تر زنان شده اند و از روح جنبش گونه ی کمپین فاصله گرفتند.

در این میان برخی از فشارهای خارجی نیز به شکل مضاعفی در تحلیل کمپین گرگان تاثیر گذار بوده اند. به خصوص هجمه ی گروه های فشار که با به راه انداختن جنگ روانی و حتی اقدام عملی، سعی در بازداشتن، فعالان کمپین در گرگان داشته اند.

این واقعیتی است که، گروه های فشار از نظر روانی، در رکود کمپین گرگان تاثیر زیادی گذاشتند و بسیاری از نارسایی هایی که اکنون اعضای کمپین گرگان در بخش درون گروه به آن دچار شده اند، تبعات همان فشارها بوده است.

تماس های تلفنی مکرر به شماره های شخصی فعالان، فرستادن پیام های مختلف به برگزار کنندگان جلسات کمپین، کنترل های محسوس و نامحسوس و ... تماما در انگیزه های این فعالان تاثیر گذاشته است. این فشارها گاهی موجب شده است تا اعضای کمپین در روابط خانوادگی خود نیز دچار مشکلاتی شوند و نگرانی خانواده ها از به وجود آمدن مشکلات بیشتر، گاهی مانع آن شود تا اعضاء بتوانند در جلسات کمپین حضور پیدا کنند.

بروز این دست از حوادث آنقدر تاثیر گذار بوده است که در عمل بسیاری از نیروها از گردونه ی کمپین خارج شدند و علی رغم میل باطنی نتوانستند به عنوان اعضایی فعال به راه خود ادامه دهند.

این ها در شرایطی است که گستره ی روابط اجتماعی شهروندان در شهرهای کوچک بسیار نزدیک است و معمولا بروز برخی از حوادث به سهولت می تواند در گستره ای وسیع از طریق ارتباطات چهره به چهره و میان فردی انتقال پیدا کند.

با اینکه این وضعیت می تواند بسیار نگران کننده باشد، اما به نظر می رسد که می توان با اتخاذ برخی از رویکردها و استراتژی ها – حداقل در شهرستان گرگان- آسیب های این وضعیت را کاهش داد.

الف) استراتژی یک پارچه شدن فعالیت ها:

از آنجایی که فعالیت اعضای کمپین گرگان هم اکنون در یک حلقه ی اندک از فعالان تمرکز یافته است (میان سه تا پنج فعال) و از سوی دیگر تعداد زیادی از کنشگران، در خارج از این حلقه به فعالیت می پردازند – هر چند هم اکنون تعدادی از آنان در وضعیت انفعالی به سر می برند – می بایست با اتخاذ استراتژی یک پارچه کردن فعالیت ها، این طیف از نیروهای منفعل را به حلقه ی فعالان اضافه نمود تا بیشتر خود را درگیر در ضعف ها و قوت های کمپین ببینند. از آنجایی که روح حاکم بر کمپین به این گونه است که هیچ فرد یا گروهی نمی تواند در حکم مدیر یا کنترل کننده ی طرح، به فعالان در کمپین امر و نهی کند و ویژگی «فردگرایی میان نقشی» (1) در آن به شدت بارز است، بنابراین تاکید بر روی استراتژی که بتواند متکی بر رشد و ماندن در محیط اجتماعی با حداکثر نیروهای درگیر در طرح باشد، می بایست مورد توجه قرار گیرد. این موضوع که هم اکنون همان 23 عضوی که در کارگاه آموزشی این کمپین در گرگان شرکت کرده بودند، در وضعیت انفعالی به سر می برند، می تواند نتیجه ی عدم توجه به بحث یکپارچه شدن فعالیت ها باشد. یعنی به وجود آمدن این تصور که، «این طرح توسط سه یا چهار فعال، مدیریت می شود و هر جا که لازم شد از ما کمک خواهند گرفت». در این تصور به جای آنکه تمامی افراد، خود را به یک اندازه در موفقیت و انتقال مفاهیم کمپین سهیم بدانند، موجب می شود تا تصور شود، عده ای هستند که خود برای کمپین برنامه ریزی می کنند و مدیریت آن را بر عهده خواهند داشت. هر چند ممکن است برخی با این تحلیل چندان موافق نباشند و رکود به وجود آمده را به دلیل سابقه ی تاریخی این جامعه در عدم مشارکت های اجتماعی – گروهی و توجه به فعالیت های فردی بدانند، اما هرچه باشد، هم اکنون کمپین به یکپارچه کردن فعالیت هایش میان همین تعداد از اعضاء نیازمند است و می بایست برای آن برنامه ریزی مشخص تری داشته باشد.

ب) استراتژی متنوع کردن شیوه ی فعالیت ها:

توجه به برخی از فضاهای شهری یکی دیگر از بخش هایی است که کمپین گرگان از آن غافل شده است. اغلب امضاهایی که جمع آوری می شود، به صورت انفرادی و اغلب در محیط های شخصی و روابط خانوادگی صورت می گیرد. با توجه به اینکه یکی از بحث های جالب در کارگاه آموزشی کمپین نیز، جمع آوری امضاء به صورت گروهی – دو یا سه نفر- بود، اما متاسفانه فعالان کمپین کمتر به این مورد توجه می کنند و بیشتر مایل هستند تا به صورت انفرادی در جمع آوری امضاءها اقدام نمایند. به عنوان مثال یکی از فعالان کمپین در تشریح نحوه ی جمع آوری امضاء خود می گوید: «روزی برای انجام کاری به یکی از انجمن های ادبی شهر رفته بودم، کتابی در دستم بود و در داخل آن هم یک برگ جمع آوری امضاء گذاشته بودم. به دوستانم که در ورودی انجمن ایستاده بودند و در حال بحث بودند رسیدم، سلام و احوالپرسی، کمی صحبت و بعد به ذهنم رسید که از آنها امضاء بگیریم. برگه را درآوردم، به آنها دادم و گفتم امضاء کنید. از من توضیح خواستند، توضیح را دادم و گفتم متن بیانیه را هم بخوانید، پس از گذشت اندک زمانی، کم کم سئوالاتشان مطرح شد. کم کم فشار سئوالات گروه از من به اندازه ای شد که حتی همان تعداد افرادی که تقریبا راضی به امضاء بودند، از امضاء کردن پشیمان شدند و من هم دیگر موقعیت را برای ادامه ی بحث مهیا ندیدم و از امضاء گرفتن پشیمان شدم»

این موضوعی است که بسیاری از فعالان گرگان به آن دچار می شوند. علت آن نیز اقدام فردی آنان در جمع آوری امضاء هاست. در صورتیکه چنانچه به استراتژی تنوع در فعالیت توجه داشته باشند، به سهولت می توانند به صورت گروهی نتایج بهتری در جمع آوری امضاء ها بگیرند.

در استراتژی تنوع شیوه ی فعالیت ها، همینطور فاصله گرفتن از محیط های دوستانه و خانوادگی و توجه به توده های جامعه نیز می بایست مد نظر باشد. به عنوان مثال منطقه ی تفریحی «ناهارخوران» (2) گرگان از پتانسیل خوبی برای جمع آوری امضاء برخوردار است و اعضای کمپین می توانند به صورت گروهی در روزهای تعطیل، به آنجا رفته و به جمع آوری امضاء بپردازند. توجه به تنوع بخشی در این فعالیت، می تواند منجر به افزایش سطح اعتماد به نفس کنشگران و اضافه شدن نیروهای علاقمند به جمع کمپین گرگان نیز باشد. تجربه افراد دیگر نشان داده است که آنها هر گاه به صورت دو یا سه نفره، در خیابان ها یا در مسیرهای پر رفت و آمد اقدام به جمع آوری امضاء نموده اند، نتایج بهتری را گرفته اند و از اقدام خود راضی به نظر می رسیدند.

ج) استراتژی جداسازی فعالیت ها:

به نظر می رسد یکی از استراتژی های دیگر در توسعه ی کمپین گرگان، تشکیل زیرکمیته هایی باشد که بتوانند بر اساس وظایف از پیش تعیین شده برای موفقیت کمپین برنامه ریزی داشته باشند. تقریبا به همان وضعیتی که در کمپین تهران اتفاق افتاده است. تشکیل این کمیته ها موجب می شود تا نارسایی های کمپین به صورت ملموس، واقعی تر و تخصصی تر دیده شود و در مقابل برای آن راه کارهایی جستجو گردد. به عنوان مثال زمانی که کمیته ی روابط عمومی در کمپین گرگان شکل گیرد، این کمیته می تواند به یکی از جنبه های بسیار مهم در قالب فعالیت های خود بپردازد که همان ارتباط با مطبوعات محلی استان گلستان است. خوشبختانه هم اکنون در استان گلستان سه نشریه به صورت خاص با داشتن صفحاتی به نام «زنان» با نگاهی منتقدانه به تحلیل وضعیت موجود زنان می پردازند و این پتانسیلی است که کمپین می تواند در بخش اطلاع رسانی بر روی آن تمرکز پیدا کند. همینطور داشتن کمیته هایی نظیر آموزش، داوطلبین، انتشارات و ... هر یک کمیته هایی است که می تواند هم به نیازهای کمپین در گرگان توجه کند و هم این باور را ایجاد کند که «کمپین یک طرح جدی است و همه باید برای رفع مشکلات آن چاره اندیشی کنند» کمیته ها باعث می شود تا افراد بر اساس علایق و انگیزه های خاص خود وارد چرخه ی تصمیم گیری برای موفقیت کمپین شوند و با تصمیم سازی ها و چاره جویی هایی که می کنند به موفقیت آن بیشتر یاری رسانند. احساس مالکیت داشته باشند و به این بینش دست یابند که با مشارکت تک تک افراد در بخش های مختلف، نتایج بهتری به دست می آید.

د) استراتژی افزایش همکاری

در شهر گرگان نیروها و فعالان سیاسی – اجتماعی وجود دارند که هم اکنون در نهادهای مدنی این شهر فعالیت دارند. استراتژی افزایش همکاری می بایست به این نقطه معطوف باشد که اعضای کمپین گرگان بتوانند از سرمایه های انسانی در دیگر نهادهای مدنی استفاده کنند و تلاش نمایند تا بحث کمپین را از طریق مذاکره و معرفی طرح، وارد دیگر نهادهای مدنی نمایند. استراتژی افزایش دامنه ی همکاری در واقع معطوف به گسترده کردن مفاهیم کمپین در گروه های بزرگ تر است. به این معنا که این گروه های بزرگتر خود بتوانند در آینده با استفاده از حلقه های ارتباطی کوچکتری که در دل خود دارند، کمپین را توسعه داده و به جمع آوری امضاء بپردازند. وجود مجمع مشورتی زنان (3) از این پتانسیل برخوردار است و به نظر می رسد که می تواند در استراتژی افزایش همکاری بسیار مثمر ثمر باشد. همچنین با اتخاذ این استراتژی می توان یک خروجی بسیار مهم داشت و آن چیزی نیست جز «کاهش دادن هزینه های شرکت در یک طرح اعتراضی». همانطور که در ابتدای این مطلب به آن اشاره شد، فعالیت گروه های فشار و جنگ روانی بر علیه کنشگران فعال کمپین در گرگان، یکی از نگرانی های مهم در آینده است. به نظر می رسد استراتژی افزایش همکاری منجر به آن شود که سرمایه گذاری مشترکی نیز از طرف همه ی فعالان مدنی حوزه ی زنان صورت گیرد به گونه ای که در نهایت «هزینه ها و فشارهای روانی» بازیگران کمپین را نیز کاهش دهد.

در پایان لازم به ذکر است که مجموعه ی این استراتژی ها، با توجه به شرایط فعالیت کمپین در گرگان مطرح شده است و از آنجا که ممکن است برخی دیگر از شهرستان ها نیز تا حدودی به شرایط فعالیت در گرگان دچار شده باشند، شاید توجه به این استراتژی ها راهگشا بوده و بتواند در برداشتن موانع موجود تاثیر گذار باشد.

پانوشت:

(1) برای اطلاع بیشتر از مفهوم «نظریه میان نقشی» به سایت www.we4change.com به قلم نگارنده مراجعه کنید.

(2) ناهارخوران، منطقه ای تفریحی و گردشگری در جنوب شهر گرگان است. این منطقه مشرف به جنگل و کوه است و در روزهای تعطیل میزبان تعداد زیادی از شهروندان است که با خانواده و یا با گروه های دوستان جهت تفریح به آن جا می آیند.

وجود «سپید چشمه» در ارتفاعات نزدیک به ناهارخوران، منطقه را برای یک کوهنوردی سبک مهیا ساخته است. به طوریکه در روزهای جمعه انبوه خودروهای پارک شده که از صبح زود به آنجا می آیند، میدان ناهارخوران را تبدیل به یک پارکینگ بزرگ می کند.

(3) مجمع مشورتی بانوان گلستان، نهادی غیردولتی و انتخابی است. در این مجمع پنج نفر عضو هیات رییسه هستند که از طریق انتخابات برای هر دوره ی چهار ساله از سوی نمایندگان انجمن های غیردولتی زنان گلستان انتخاب می شوند. مهمترین وظایفی که برای این مجمع در اساسنامه ی آن درنظر گرفته شده است، ارتباط مداوم با تمام انجمن های زنان سطح استان گلستان است. همچنین برگزاری دوره های آموزشی در جهت توانمند ساختن آنها از دیگر وظایفی است که برای این مجمع در نظر گرفته شده است. به اعتقاد نگارنده این مجمع پیشاپیش به دلیل خلاء شبکه ی ارتباطی میان فعالان نهادهای غیردولتی زنان در استان گلستان شکل گرفته است که در نوع خود اقدامی در خور توجه است.

ارسال به بالاترین ، توییتر ، فریندفید ، فیسبوک






در همين بخش :

در باب تاثیر جنبش زنان بر جنبش سبز؛ یا تاکید بر کمپین یک میلیون امضاء/نیلوفر انسان
با دست‌های پاک کاملاً آلوده یا تلاش برای بازگشت/ گسست از کمپین (از مجموعه مقاله دوباره از همان خیابان ها )
کودکان در انتظار تغییر قانون /زهره ارزنی
گذار به برابری/ شهرزاد آل داوود
آسیب شناسی کمپین یک ملیون امضا؛ نقدی از دورن/ زهره اسدپور

ديگر بخش ها :

طرح یک میلیون امضا | مقالات | سایت نوشته ها | درباره کمپین | گفت و گو | کتابخانه | گزارش كمپين | اخبار | علیه سکوت | كوچه به كوچه | نامه های شما | گزارش ویژه | گفتگو با اعضا | ویژه سالگرد کمپین | تصویر برابری | دل آرام علی | تریبون | راوی زن است | تاریخ شفاهی | ویژه | خارج از چارچوب | کمپین در شهرها | کمپین در بند | صدای تغییر | ویژه 22 خرداد | لایحه حمایت از خانواده | گالری | عشا مومنی | امیر یعقوبعلی | خدیجه مقدم | راحله عسگری زاده و نسیم خسروی | پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز | زینب پیغمبرزاده | سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی | احترام شادفر | نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی | وبلاگ مهمان | پرونده خرم آباد | نفیسه آزاد، بیگرد ابراهیمی | مریم مالک | پرستو اللهیاری | مهرنوش اعتمادی | سمیه رشیدی | English